الفيض الكاشاني

323

الكلمات المكنونة ( طبع كنگره فيض )

اى بُرده گمان كه صاحب تحقيقى 68 اى برون از وهم وقال وقيل من 44 اى بسا كز وى نوازش ديده‌ايم 120 اى تو را با هر كسى كارى دگر 92 اى تو مخفى در ظهور خويشتن 37 اى در تو نهانها وعيانها همه هيچ 45 اى دل چه هميشه گرد كُنهش گردى 52 اى غير تو را به سوى تو سيرى نى 64 اين جان عاريت كه به حافظ سپرده دوست 186 ، 97 اين جان وتنت كه هست شمشير وغلاف 173 اين جهان خم است ودل چون جوى آب 158 اين كفر نباشد سخن كفر نه اين است بود 237 اى وجود تو سرمايه وسود همه كس 85 أنت سرّ كاشف أسرارنا 43 أنت كالريح ونحن كالغبار 43 با پاى برفتند گروهى ره جنّت 269 با پاى دوم راه سقر رفت محبّش 269 باد ما وبود ما از داد توست 43 با دوست ما نشسته كه اى دوست دوست كو 30 بار ديگر از ملك قربان شوم 168 بارها گفته‌ام وبار دگر مىگويم 137 با زبان حال مىگفتى بسى 179 با كه گويم در همه ده زنده كو 284 با من بودى منت نمىدانستم 148 بحر علمي در نمى پنهان شده 153 بدان اسمند موجودات قائم 54 بر افكن پرده تا معلوم گردد 30